احمد بن محمد ميبدى
460
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
79 - قالُوا لَقَدْ عَلِمْتَ ما لَنا فِي بَناتِكَ مِنْ حَقٍّ وَ إِنَّكَ لَتَعْلَمُ ما نُرِيدُ . گفتند ( اى لوط ) تو دانستهاى كه ما را فرا دختران تو راه نيست و تو مىدانى كه ما چه مىخواهيم . 80 - قالَ لَوْ أَنَّ لِي بِكُمْ قُوَّةً أَوْ آوِي إِلى رُكْنٍ شَدِيدٍ . لوط گفت : كاش مرا نيروئى بود ، يا كاشكى من جائى استوار و خاندانى داشتمى كه به آنها گرائيدمى ! 81 - قالُوا يا لُوطُ إِنَّا رُسُلُ رَبِّكَ لَنْ يَصِلُوا إِلَيْكَ فَأَسْرِ بِأَهْلِكَ بِقِطْعٍ مِنَ اللَّيْلِ وَ لا يَلْتَفِتْ مِنْكُمْ أَحَدٌ إِلَّا امْرَأَتَكَ إِنَّهُ مُصِيبُها ما أَصابَهُمْ إِنَّ مَوْعِدَهُمُ الصُّبْحُ أَ لَيْسَ الصُّبْحُ بِقَرِيبٍ . ( فرشتگان ) گفتند : اى لوط ما فرستادگان خداى تو هستيم و از آنان به تو هيچ نرسد ، پس تو خويشان خود را براى پاسى از شب بيرون بر و مبادا كه يكى از شما واپس نگرد ! مگر زن تو كه واپس خواهد نگرست ! و به او مىرسد آنچه به آنان خواهد رسيد و هنگام عذاب آنان بامداد است آيا بامداد نزديك نيست ؟ 82 - فَلَمَّا جاءَ أَمْرُنا جَعَلْنا عالِيَها سافِلَها وَ أَمْطَرْنا عَلَيْها حِجارَةً مِنْ سِجِّيلٍ مَنْضُودٍ پس چون فرمان ( عذاب ) ما نازل شد ، شارستان ( شهرستان ) آنها زير و رو كرديم و باران سنگ ( گلنما ) بر آنها باريديم . 83 - مُسَوَّمَةً عِنْدَ رَبِّكَ وَ ما هِيَ مِنَ الظَّالِمِينَ بِبَعِيدٍ . سنگها نزد خداى تو بنام هركس نشان شده بود و اين كيفر از ستمكاران دور نيست . 84 - وَ إِلى مَدْيَنَ أَخاهُمْ شُعَيْباً قالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ وَ لا تَنْقُصُوا الْمِكْيالَ وَ الْمِيزانَ إِنِّي أَراكُمْ بِخَيْرٍ وَ إِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ عَذابَ يَوْمٍ مُحِيطٍ . و بسوى اهل مدين برادرشان شعيب فرستاديم كه گفت : اى خويشان من خدا را بپرستيد ، شما را جز او خدائى نيست و پيمانه و ترازو را نكاهيد و كم ندهيد ، من نيكوئى شما را مىبينم و مىخواهم و از عذاب روز بزرگ بر شما مىترسم . 85 - وَ يا قَوْمِ أَوْفُوا الْمِكْيالَ وَ الْمِيزانَ بِالْقِسْطِ وَ لا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْياءَهُمْ وَ لا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ . شعيب گفت : اى قوم ، پيمانه و ترازو را به راستى و درستى و داد بپيمائيد و برسنجيد ، و در زمين تباهكارى و فساد نكنيد . 86 - بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ وَ ما أَنَا عَلَيْكُمْ بِحَفِيظٍ . آنچه در دست شما از مال حلال ماند ، براى شما بهتر است اگر ايمان داريد و من نگاهبان ( گوشوان ) شما نيستم بلكه من پيغام رسانم . ( تفسير ادبى و عرفانى ) 77 - وَ لَمَّا جاءَتْ رُسُلُنا لُوطاً سِيءَ بِهِمْ وَ ضاقَ بِهِمْ ذَرْعاً . آيه . اشارت است به كمال حزن لوط و نهايت اندوه وى در راه دين . اين آيت هم تشريف است و هم بشارت ، تشريف است از آن روى كه قرآن اندوه او را جلوه مىدهد و از اندوه او عالميان را بر آتش اندوه مىنشاند . بشارت است از آن روى كه هرك را طالع رسيدن به مراد داشته باشد ، نخست تير بىمرادى در كام وى نشانند و بر درد و اندوهش بيفزايند ، آنگاه چون يكباره دل به اندوه سپرد ، محبّت حق او را در پردهء عصمت خويش گيرد ، چه كه خداوند دلى دوست دارد كه غم ناديدن وى خورد و همه بار درد نايافتن او كشد ، اندوهش بدان دهد تا روزى گويد : دلتنگ مباش ، بيم در دلش افكند تا به وقت مردن او را گويد : مترس . پير طريقت گفت : خدايا ، نصيب اين بيچاره از اين كار همه درد است ، مبارك باد كه مرا اين درد ، سخت درخور است ، بيچاره آن كس كه از اين درد فرد است ، حقّا كه هركس بدين درد ننازد ناجوانمرد است . زيرا :